تبليغاتX
چقدر ایمان در زندگی تاثیرداره

چقدر ایمان در زندگی تاثیرداره
راه گمشده  
قالب وبلاگ
لینک دوستان مهربانم
دوستان من، مطلب زیر برگزیده ای از سخنان دکتر باربارا دی آنجلیس در ارتباط با عنوان مطلب امروز می باشد. امیدوارم که برای شما خوانندگان همدردی مطلوب واقع شود

آیا تا به حال متوجه تفاوت های مردها و زن ها در ارتباط باعشق شده اید؟ این تفاوت ها از ارزشهای متفاوت مردها و زنها ناشی می شوند.

احساس ارزش شخصی زنان به این بستگی دارد که چقدر در عشق ورزیدن و ارتباط برقرار کردن موفق بوده اند.
این درحالی است که احساس ارزشمند بودن در مردان به میزان موفقیت ها و دست یابی های آن ها بستگی دارد.

این تفاوت مردها و زن ها از کجا می آید؟ این تفاوت ها به دلایل اجتماعی و فرهنگی برمی گردند که خود مربوط به هزاران هزار سال پیش می باشند. به زبانی ساده می توان گفت که در زمان های بسیار دور قدر و منزلت و ارزش یک مرد به توانایی او در شکار کردن و فراهم آوردن غذا برای خانواده و قبیله اش و نیز توانایی او در دفاع از خود و خانواده اش و همچنین جایگاه او در قبیله و اجتماع کوچکش بستگی داشت.موفقیت یا شکست او در انجام این امور به معنای مرگ و زندگی او و خانواده اش بود. حتی امروزه نیز ارزش شغلی مرد در اجتماع تا حد زیادی به توانایی او در پول درآوردن، موفقیت های شغلی او و جایگاه یا پست و مقام او و نیز توانایی و مهارت های او در شکار خانه ی بزرگتر، ماشین بهتر، لباس بهتر و...بستگی دارد.

ارزش زن در زمان های گذشته به فاکتورهای کاملاً متفاوتی بستگی داشت. توانایی او در مراقبت و مواظبت از مرد و بچه ها، توانایی های او در ارضای جنسی و احساسی ـ عاطفی مرد و علاقه مند نگه داشتن مرد به ادامه ی کارو تلاش و شکار برای زن و خانواده اش، توانایی او در کنار آمدن با خانواده و نزدیکان و بستگان مرد و دیگر اعضای گروه، قبیله یا اجتماع موفقیت یا شکست زن در اجرای موفقیت آمیز این امور نیز به معنای مرگ و زندگی او بود.زن هایی که به هردلیل در راضی نگه داشتن مرد و جلب علاقه ی او موفق ظاهر نمی شدند.، چاره ای نداشتند که به تنهایی از خودشان مراقبت و محافظت کنند و چه بسا که نسل شان منقرض می شد.

حال روشن شد که چرا برای زن ها عشق بر هرچیز مقدم است. ما زن ها این کار را هزاران سال است که انجام داده ایم.زندگی یا مرگ ما همواره به این قابلیت ما بستگی داشته است. ما آموخته ایم که همواره نسبت به زندگی و عشق خود هشیار و خودآگاه باشیم و بیشترین تلاش خود را به خرج دهیم تا مطمئن باشیم که همه چیز رو به راه است و این که مشکل یا خطری وجود ندارد و همسرمان همچنان به ما علاقه مند است. بنابراین هنگامی که همه چیز در روابطمان خوب و عادی است حال ماخوب است و احساس خوبی نسبت به خودمان داریم. هنگامی که وضعیت غیرعادی است احساس ناامنی می کنیم.

این موضوع بیان کننده ی حقیقت و رازی است در رابطه با ما زن ها: صرف نظر از این که اوضاع کاری و یا شغلی ما، پروژه هایمان و علایقمان چقدر هم خوب پیش می رود، اما چنانچه مشکلی در رابطه ی صمیمی مان به وجود آمده باشد احساس بدبختی می کنیم. ممکن است روزخوبی را در دفتر کار خود پشت سر گذاشته باشیم، اما چنانچه اوضاع خانه یا روابط احساسی مان خیلی مساعد نباشد، آن روز برای ما روز بدی است. حتی لازم نیست مشکل بزرگی باشد. ممکن است شب پیش تنها بگو مگویی جزئی با همسرمان داشته ایم. اما همین یکی کافی است تا به رغم تمامی موفقیت های آن روز قلبمان به درد آید و ناراحت باشیم.

اعتراف می کنم همین حالت را بارها و بارها در زندگی و روابط خودم تجربه کرده ام. ممکن است روز بسیار هیجان انگیزی را پشت سر گذاشته یا برنامه تلویزیونی بسیار موفقی را اجرا کرده یا کتاب جدیدی چاپ کرده یا سمینار موفقی را در حضور هزاران نفر راهبری کرده باشم، اما چنانچه کوچکترین ناهماهنگی وناسازگاری با همسرم احساس کرده باشم، به سختی می توانم از موفقیت های آن روز لذت ببرم.چرا؟ زیرا من نیز مانند بسیاری از زنان دیگر هویت خود را توسط آن بخش بزرگتر از کیک عشق خود که همان محتویات دل وجانم باشد تعریف کرده ام. در حقیقت چنانچه کوچکترین خدشه ای در ارتباط من با همسرم به وجود آمده باشد، حتی تشویق تماشاچیان یا حضار و شنوندگان سمینار یا فروش بالای کتابهایم نیز هرگز نمی توانند ناراحتی و اندوهم را برطرف سازند.

تجربه ی اغلب مردها دقیقاً نقطه ی مقابل ماست.چنانچه زندگی عشقی آنان عالی و بی عیب و نقص باشد اما روز بدی را در سر کار گذرانده باشند به سختی می توانند احساس خوبی داشته باشند. می پرسید چرا؟ زیرا مردها هویت خود را توسط قسمت اعظم کیک عشق خود تعریف می کنند که به موفقیت های شغلی آنها و استانداردهای شخصی آنان از مردی که باید باشند، اختصاص دارد.

یکی از دشوارترین درسهایی که به عنوان یک زن درباره ی عشق آموخته ام این که هرگز نباید تنها برای آن که مرد آنگونه به ما پاسخ نمی دهد که مطلوب ماست، رفتار او را بد تعبیر کرد.وقتی چنین به نظر می رسد که مردی توجه، محبت، وقت یا تمرکز کافی برای ما صرف نمی کند، زن ها فوراً چنین برداشت می کنند که باید اتفاقی افتاده باشد. در این گونه مواقع ما زن ها پیش خودمان فکر می کنیم که: اگر خود من چنین رفتاری داشتم، معنایش این بود که از دست او عصبانی هستم یا او را دوست ندارم یا صرفاً برایم اهمیت ندارد.


توجـه: دوستان خوبم، بعد از این؛ روز پانزدهم هر ماه این وبلاگ با یه مطلب جدید در خدمدتون هست، با توجه به زیاد بودن تعداد لینک دوستان نمی شود هر بار اطلاع رسانی کنم، لذا از شما خواهش می کنم تاریخ پانزدهم هر ماه را به خاطر سپرده و ما را بی نصیب از نظرات خود نگذارید

[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 16:37 ] [ مجید ]
سلام دوستای خوبم.

من یکی از دوستایی" آقا مجید گل "هستم. قرار بود از این به بعد من وبلاگ ایشون رو آپ کنم اما چون ایشون از دوستای خوب من بودن هرکاری کردم نتونستم جای ایشون رو بگیرم . برای همین تصمیم گرفتیم وبلاگ رو دیگه آپ نکنیم .

دلمون برای آقا مجید تنگ میشه و همه مون از ته دل برای ایشون بهترین آرزوهارو داریم.

[ شنبه دوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:50 ] [ مجید ]

  1- زوج های موفق خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می گویند. زو ج های موفق قبل از ازدواج، توقعاتی كه از یكدیگر دارند مطرح می كنند، اگر توافق اساسی با هم ندارند (برای مثال مرد فرزند می خواهد ولی خانم مخالف است)، می توانند به شروع و یا خاتمه ازدواج به طور جدی فكر كنند. بعد از ازدواج، زوج های موفق به طور منظم در مورد توقعات و انتظاراتشان با هم صحبت می كنند و اگر اختلافی پیش آمد، آن را به زمان دیگری موكول می كنند تا همدیگر را درك كنند و به توافق برسند.

-2  زوج های موفق فردیت خود را حفظ می كنند. بعد از ازدواج استقلال زوج ها كم می شود اگر افراد فرزند داشته باشند روز به روز وابستگی بیشتر می شود و گاهی افراد احساس خستگی می كنند. زوج های موفق می دانند حتی اگر به هم علاقه داشته باشند، گاهی احساس خستگی می كنند. آنان یكدیگر را تشویق می كنند تا همیشه"ما" نباشند و زمانی هم برای "خود" داشته باشند و به كارهای مورد علاقه خود بپردازند.بدین ترتیب زوج فردیت خود را حفظ می كند و زندگی ، شاداب می شود.

3- زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند. آنان همدیگر را دست كم نمی گیرند و همیشه به فكر خوشبختی همسر خود و خانواده هستند. معمولاً افراد چند سال پس از ازدواج مانند سال های اول به هم توجه نمی كنند. ولی زوج های موفق، كارهای كوچك نظیر اولویت قرار دادن نیازها و كارهای همسر و كارهای بزرگ نظیر احترام و گوش كردن به حرف های هم را مدنظر قرار می دهند. ازدواج دریای تغییرات است. شما اغلب فراموش می كنید همسرتان مهم است و به او توجه نمی كنید. درعوض به كار، سرگرمی و دوستان اهمیت می دهید ولی زوج های موفق همدیگر را مركز توجه قرار می دهند.

4- زوج های موفق روش های حل اختلاف را می آموزند. "جان گاتمن" روانشناس كه 20 سال زندگی زوج ها را مطالعه كرده، عامل اصلی موفقیت یا شكست ازدواج را توانایی، یا عدم توانایی حل اختلافات می داند. حتی اگر همسرتان و شما كاملاً با هم یكی باشید ، گاهی با نظر هم موافق نیستید و این مخالفت باعث ناراحتی می شود. نباید به اعتیاد، خشونت و ... رو بیاورید. اگر خواسته شما و همسرتان با هم فرق دارد، باید آن را حل كنید. زوج های موفق با هم صحبت می كنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به هم دارند. آنان در مورد اختلافات و مخالفت ها با هم مذاكره می كنند تا به نتیجه عادلانه برسند. آنان از یكدیگر حمایت می كنند و غـُر نمی زنند. آنان می پذیرند در مواردی عشق ، برتر از پیروزی است.

 - 5 زوج های موفق با هم رشد می كنند. مسلماً فردی كه امروز با او ازدواج می كنید،10 سال آینده متفاوت خواهد بود. شما هر دو تغییر می كنید. به ویژه در شرایط سخت زندگی مانند از دست دادن والدین . زوج های موفق می دانند كه یكی یا هر دو در طول زندگی تغییر می كنند و قواعد عوض می شود. پس لازم است تغییر كنید تا بتوانید روابط در حال تغییر را عوض كنید.

- 6 زوج های موفق برای حفظ روابط می كوشند. زوج های موفق به طور منظم وضعیت زندگی خود را بررسی كرده  و با هم صحبت می كنند تا از شادی و رضایت هر دو از زندگی مشترك مطمئن شوند. اگر یكی ، یا هر دو شما از زندگی مشترك ناراضی هستید، مشكلتان را حل كنید.

-7 از مراجعه به مشاور خجالت نكشید. زوج های موفق قبل از مراجعه به مشاور، سند طلاق را امضا نمی كنند. آنان می كوشند كه مشكلات را در اولین فرصت حل كنند.

[ چهارشنبه نهم فروردین 1391 ] [ 17:59 ] [ مجید ]


با سلام به تمام دوستان عزيزوبلاگيم
دوستان من به شهرزيباي اصفهان مي رم برای مسافرت وانشاالله در اولين فرصت هم وبلاگ رو به روز مي کنم وحتما فرصت  بشه جواب تمام پيايم هاي خوب شما رو مي دم
درضمن پيشاپش هم عيد نوروز 1391 روبهتون تبريک مي گم وبراتون در اين سال آرزوي موفقيت وپيروزي رو در تمام مراحل زندگي خوبتان را آرزو مندم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

خوشا طلیعه نوروز

خوشا بهار که پیغام آشتی با اوست
نظر کنید که هنگام آشتی با اوست
 
خوشا طلیعه نوروز خانگی یاران
خوشا طلیعه که فرجام آشتی با اوست
 
حدیث باد به گوش درخت اگر گفتی
به هوش باش که خود نام آشتی با اوست
 
شکوفه بر سر پیمان خویش می‏مانَد
و جشن ساده ایام آشتی با اوست
 
به رسم گل نچشیدی اگر حرامت باد
شراب وصل که انجام آشتی با اوست
 
میان عهد تو و من اگر خلاف افتد
خوشا نسیم که اعلام آشتی با اوست
 
" غلام‏حسین عمرانی "
[ پنجشنبه هجدهم اسفند 1390 ] [ 14:46 ] [ مجید ]
  همسر آينده ي شما چه ويژگيهايي بايد داشته باشد.

  1-تعهد به رشد شخصي

انسان موجود کاملي نيست بلکه همواره در راه تکامل گام برمي دارد. از طريق مطالعه، تحقيق و پژوهش هر روز اطلاعات بيشتري به دست مي آوريم و نسبت به روز قبل کامل تر مي شويم، در مورد روابط با ديگران نيز وضعيت به همين صورت است. ما نياز داريم که در روش هاي ارتباطي خود با ديگران تغييراتي ايجاد کنيم تا اين روابط هر روز بهتر شوند. براي مثال وقتي که شما يک کتاب در مورد روابط زناشويي مطالعه مي کند معمولاً روابط شما با همسرتان بهبود پيدا مي کند. وقتي که يک کتاب در باره ي روش هاي ارتباط برقرار کردن با ديگران مطالعه مي کنيد و به آن عمل مي کنيد دوستان بيشتري پيدا مي کنيد.علاوه بر آن محبوبيت بيشتري پيدا مي کنيد. افرادي که همواره به دنبال رشد شخصيت خود هستند سعي دارند از طريق شرکت در سمينار، کارگاه آموزشي، مطالعه کتاب و مجله، زمينه هاي رشد و پيشرفت شخصيت خود را فراهم کنند.اين افراد در زندگي زناشويي نيز موفقيت زيادي به دست مي آورند. و به ندرت در روابط خود با مشکل مواجه خواهند شد. لذا اولين ويژگي شخصيتي که بايد به دنبال آن باشيد اين است که همسر آينده شما فردي باشد که از طريق روشهاي مختلف سعي در اصلاح و پيشرفت خود داشته باشد.

  2-باز بودن روحي و احساسي

آيا مي دانيد باز بودن روحي و احساس يعني چه؟ آيا مي دانيد چه افرادي از نظر روحي و احساسي باز نيستند؟ شکايت اکثريت خانمها از همسرشان اين است که احساسات خود را به درستي بيان نمي کنند.مردها ذاتاً تمايل دارند احساسات خود را در عمل و يا به روشهاي ديگر به همسر خود نشان دهند اما خانمها دوست دارند همسرشان احساسات خود را به زبان بيان نمايد. متأسفانه بايد بگويم عدم وجود اين ويژگي يکي از بزرگترين عوامل اختلافات خانوادگي مي باشد.درصد بسيار زيادي از مراجعان من به علت اين موضوع با يکديگر اختلاف پيدا کرده اند. افرادي که از نظر روحي و احساسي باز هستند و خيلي خوب احساسات خود را به همسرشان بيان مي کنند به ندرت در زندگي زناشويي خود با مشکل مواجه مي شوند چون صميميت يکي از عوامل اصلي و از ارکان زندگي زناشويي است و چنين افرادي در روابط خود از صميميت زيادي برخوردار هستند. اما افرادي که نمي توانند احساسات خود را بيان کنند همواره احساس مي کنند که بين خود و همسرشان فاصله اي وجود دارد و اين فاصله هيچ گاه از بين نمي رود و در واقع از نظر روحي و رواني به طور کامل به هم نزديک نمي شوند.باز بودن احساسي همسرتان، به شما امکان مي دهد که به احساسات و عواطف دروني او دسترسي داشته باشيد، بازبودن عاطفي يک شخص، کليد قلب او را به شما مي دهد، لذا اگر به دنبال رابطه ي صميمي با همسرتان هستيد و به دنبال يک زندگي مشترک واقعي هستيد نه اينکه فقط در زير يک سقف مشترک زندگي کنيد، بايد به دنبال فردي باشيد که از نظر احساسي و عاطفي توانايي بيان احساسات خود را داشته باشد.

  3-صداقت

اگر در يک شهري زندگي کنيد که در آن شهر امنيت زيادي وجود نداشته باشد و سارقان و جيب برهاي زيادي در آن شهر وجود داشته باشند، در آنجا احساس آرامش نخواهيد کرد.اگر مجبور باشيد با فردي که داراي سابقه ي سرقت و دزدي مي باشد به يک سفر برويد اضطراب و ترس دائمي شما را فرا مي گيرد و هرگز آرامش نخواهيد داشت.اما در کنار دوستي که بارها صداقت و درستي او به اثبات رسيده است احساس راحتي کامل داريد. و همراهي با او به شما آرامش واقعي مي دهد. در زندگي مشترک شما نيز موضوع به همين صورت مي باشد اگر به صداقت و راستگويي همسرتان اطمينان نداشته باشيد درست مانند آن است که در يک شهر ناامن که پر از سارق و جيب بر مي باشد زندگي مي کنيد. صادق بودن با همسريکي از شروط اساسي و لازم براي زندگي زناشويي است. شما زماني مي توانيد کاملاً به همسرتان اطمينان کنيد و در واقع نسبت به او واقعاً صميمي شويد که بدانيد او نسبت به شما صادق است. افرادي که با همسر خود صادق نيستند هم خود آرامش رواني ندارند و هم آرامش رواني همسرشان را از بين مي برند.پس بايد به دنبال همسري باشيد که در رابطه با احساسات خود رُک و صادق باشد و اعمال و گفتارش با يکديگر همخواني داشته باشد.

  4-پختگي و مسئوليت پذيري

همه ما افرادي را مي شناسيم که عليرغم داشتن سن و سال و اندام مناسب اما هنوز توانايي پول درآوردن و اداره ي امور شخصي خود را ندارند.اين افراد از نظر جسمي بزرگ شده اند اما از نظر فکري هنوز بچه هستند. تصور کنيد با فردي که داراي اين خصوصيات باشد مي خواهيد زندگي کنيد. آيا زندگي با اين افراد قابل تحمل است. اين افراد به جاي اينکه به يک همسر و يا شريک زندگي نياز داشته باشند به يک والد نياز دارند که از آنها موظبت و نگهداري نمايد. تا زماني که فرد در قبال زندگي و آينده ي خود احساس مسئوليت نداشته باشد هرگز نبايد ازدواج نمايد.چون ازدواج خود مسئوليت هايي به دنبال دارد و وظايفي براي انسان بوجود مي آورد حال وقتي که فرد توانايي اداره ي امور خود را نداشته باشد چگونه مي تواند مسئوليت يک خانواده را بپذيرد.اگر همسر شما مسئوليت پذير نباشد در واقع روابط زناشويي به طور کامل مختل مي شود. چون در خانواده زن به عنوان فردي مطيع شناخته شده است اما زن مطيع به يک تکيه گاه محکم و نيرومند نياز دارد. اگر همسر شما از پختگي فکري کافي برخوردار نباشد شما نمي توانيد در زندگي به او تکيه کنيد و ارزش و اعتبار او در نزد شما از بين مي رود و نتيجتاً از نظر جنسي نيز نسبت به او سرد خواهيد شد.پس يکي از ويژگيهاي بسيار مهمي که بايد همسر آينده ي شما داشته باشد اين است که بايد از نظر فکري پختگي داشته و مسئوليت پذير باشد.

 5-اعتماد به نفس بالا

از ازدواج کردن با افرادي که اعتماد به نفس پائيني دارند جداً پرهيز کنيد. چون همسرتان فقط به آن ميزان که خودش را دوست دارد مي تواند شما را دوست داشته باشد. هر قدر اعتماد به نفس همسرتان قوي تر باشد. رابطه تان قوي تر خواهد بود. در هنگام انتخاب همسر به دنبال آن نباشيد که همسرتان چقدر شما را دوست دارد. بلکه به دنبال اين باشيد که چقدر خودش را دوست دارد. افرادي که اعتماد به نفس پائيني دارند نمي توانند اظهار عشق واقعي کنند و آن عشق و علاقه اي که اظهار مي کنند بيشتر از روي ضعف مي باشد. اما افرادي که اعتماد به نفس بالايي دارند براي خود ارزش قائل هستند، از زندگي خود راضي هستند و خود و صفات و ويژگيهاي شخصيتي خود را پذيرفته و براي آن احساس افتخار مي کنند، براي بهبود آن تلاش مي کنند.شما از زندگي و همنشيني با اين افراد احساس افتخار مي کنيد و چون براي شما ارزش قائل مي شوند شما نيز براي خود ارزش قائل مي شويد در نتيجه اعتماد به نفس شما نيز بالا مي رود. زندگي کردن و همنشيني با افرادي که اعتماد به نفس بالايي دارند بسيار لذت بخش مي باشد چون اين افراد معمولاً بر روي ديگران نيز تأثيرات مثبتي بر جاي مي گذارند. اگر همسر شما از اعتماد به نفس بالايي برخوردار باشد، اعتماد به نفس شما نيز بالا مي رود، اما اگر اعتماد به نفس او ضعيف باشد علاوه بر آنکه نمي تواند به خوبي به شما عشق ورزي نمايد باعث تضعيف شخصيت شما نيز مي شود. پس يکي از ويژگيهايي که بايد به وجود آن در همسر آينده تان خيلي حساس باشيد اعتماد به نفس بالا مي باشد و از ازدواج با افرادي که اعتماد به نفس ضعيفي دارند پرهيز کنيد.

  6-نگرش مثبت به زندگي

برخي افراد نسبت به همه چيز و همه کس نگرش منفي دارند و به اصطلاح خوبيها را نمي بينند و فقط نقاط ضعف ها و منفي ها را مي بينند اين افراد همواره نااميد هستند و از زندگي خود لذتي نمي برند.اما در مقابل افراد مثبت انديش افرادي هستند که به همه چيز با ديدگاه مثبت نگاه مي کنند و بيشتر خوبيها را مي بينند اين افراد بسيار شاد، سرزنده و اميدوارانه زندگي مي کنند و همنشيني و مصاحبت با آنها بسيار لذت آور مي باشد.اگر از شما بپرسند که با کدام گروه حاضريد زندگي کنيد همه افراد مثبت انديش را انتخاب مي کنند. اما متأسفانه برخي در انتخاب همسر آينده خود به اين ويژگي خيلي توجه نمي کنند. اگر همسر شما نسبت به زندگي نگرش منفي داشته باشد همنشيني و زندگي با او باعث مي شود که اميدها، آرزوها و رؤياهاي خود را از دست بدهيد و هيچ نقطه روشن و اميدوار کننده اي در زندگي شما وجود نداشته باشد. اما اگر نگرش مثبت داشته باشد اعتماد به نفس شما بالا مي رود، به اميدها و آرزوهاي خود دسترسي پيدا مي کنيد و به طور کلي مي توان گفت از زندگي مشترک خود احساس لذت خواهيد کرد. البته لازم به ذکر است که اگر فردي ذاتاً مثبت انديش باشد بسيار خوب و پسنديده است اما در صورت عدم آن از طريق روشهاي شناخت درماني مي توان اين نگرش را در فرد تقويت نمود.و يا اينکه مي توان نگرش هاي منفي او را تا حدود زيادي کاهش داد.نکته ي ديگر اينکه خوشبختانه پي بردن به مثبت انديش بودن يک فرد بسيار آسان است. با مدت کوتاهي صحبت کردن با يک فرد متوجه خواهيد شد که آن فرد نگرش هاي منفي و يا نگرش هاي مثبت دارد.

افراد مثبت انديش ويژگيهاي زير را دارند.(باربارادي آنجليس، 1386) - هميشه بر روي پيدا کردن راه حل، تمرکز مي کنند. - موانع را به «فرصت ها» و سختي ها را به «درس هايي سازنده» بدل مي کنند. - به توانايي هاي خود در بهبود اوضاع و شرايط اعتماد دارند. - خوشبين هستند و باور دارند که اوضاع را هميشه مي توان بهتر کرد. - به واسطه ي آگاهي و بينش، در شخصيت خود تغييراتي مثبت، به وجود مي آورند. افرادي که نگرش منفي دارند داراي ويژگيهاي زير هستند. - هميشه بر روي مشکلات تمرکز مي کنند و در برابر راه حل مقاومت مي ورزند. - اجازه مي دهند که ترس و نگراني آنها را اداره کند. - به آينده بدبين هستند. - به سادگي به کسي اعتماد نمي کنند. سعي کنيد براي ازدواج کردن همسري پيدا کنيد که مثبت انديش باشد، چون عشق يک نيروي مثبت است. در فضاي مثبت رشد مي کند و در فضاي منفي پژمرده خواهد شد

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 10:17 ] [ مجید ]


 

1-کسی که با شما اختلاف سنی زیاد دارد

نمی توانیم بگو ییم چقدر اختلاف سنی برای ازداوج مناسب است.این بستگی به خصوصیات فردی شما وهمسرتان هم دارد.اما اگر اختلاف سنی شما با کسی انقدر باشد که بتوان گفت شما از نسلی متفاوت با همسرتان هستید.این ازداوج مشکل دار خواهد شد.

نکته:هرچه درسن  پایین تری ازدواج کنید ،مساله اختلاف سنی جدی تر است.مثلا یک دختر 18 ساله با پسر 27 ساله مشکلات بیشتری را تجربه می کند تا دختر 27 ساله یا پسر 36 ساله:با این که میزان اختلاف سنی در هردو یکسان است.

2-کسی با شما اختلاف فکری زیادی دارد.

این فرد نمی تواند حرف شما را بفهمد،نمی تواند شما را درک کند.ونمی تواند با شما به خوبی حرف بزند وارتباط برقرار کند.شما هم نمی توانید به خوبی با او ارتباط برقرار کنید.دوستان شما باهم فرق دارند.کارهای  شما با هم فرق دارد وبه سختی می توانید سرگرمی های مشترکی که مورد علاقه هردوی شما باشد.پیدا کنید.حرف زیادی برای گفتن به هم ندارید ومعمولا بین شما سکوت برقرار می شود.چه کسی چنین رابطه ای را می خواهد؟

3-کسی که با شما اختلاف عقید تی زیادی دارد.

هستند افرادی که می گویند برای من همین قدر کافی است که همسر آینده ام به همان خدایی اعتقاد داشته باشد که من اعتقاد دارم. اما مساله این است که مذ هب الزامات عملی هم دارد ومسیر زندگی  وانتخاب های هر روزه افراد را تعیین می کند و اگر قرار باشد شما مذهبی باشید هر کدامتان سبک زندگی متفاوتی خواهد داشت که ممکن است با هم تداخل کند.

همین طور اگر یکی از شما مذهبی باشد ودیگری نباشد.ازدواج تا حد زیادی باهم یکی شدن است واین اختلاف عمیق جلوی یکی شدن شما باهمسرتان را می گیرد.

4-کسی که با شما اختلاف طبقاتی دارد

داستان ازدواج شاهزاده وگداواقعیت دارد.اما فقط در دنیای داستان.شاید چندان رمانیتک نباشد. اما چنین ازدواجی در دنیای واقعی  عاقبت خوشی نخواهد داشت.

5-کسی که با شما اختلاف فرهنگی زیادی دارد.

فرهنگ ما چیزی است که شخصیت ما وسبک زندگی ما شکل داده است  اختلاف فرهنگی در ازدواج باعث می شود درک متقابل تا حد زیادی کاهش پیدا کند .وحتی اگر خود شما بتواند با چنین کسی به تفاهم برسید ممکن است خانواده ها نتوانند لازم به تاکید نیست که ازداوج پیوند دو خانواده است.

6-کسی با شما اختلاف شخصیتی زیادی دارد.

هر کدام از ما آدما ها در یکی از تیپ های شخصیتی می گنجیم مثلا درون گرا یا برون گرا ،محتاط یا اهل ریسک .عقل مدار یا احساس مدار. واگر بخواهیم کل زندگیمان را با کسی که خصوصیات شخصیتی بسیار متفاوتی با ما دارد شریک شویم .خودتان می توانید حدس بزنید چه می شود.

نیازی نیست همه با کسی ازدواج کنند که کاملا مثل خودشان باشد .اما تفاوت  بیشتر از 30تا 40 در صد مشکل آفرین است


منبع :مجله موفقیت

تایپ متن : همدردی 1361

[ پنجشنبه چهارم اسفند 1390 ] [ 22:49 ] [ مجید ]

این روزها عبارت عدم تفاهم مورد بحث اغلب خانم هاست و مردانی كه از عدم تفاهم با همسرشان شكایت دارند، شاید به ثلث یا ربع زنان ناراضی از همسر خود نمی رسند. عده زنانی كه از عدم تفاهم با همسرشان شكایت دارند بسیار است و حتی بعضی از آنان قدم را آن قدر پیش گذاشته اند ، تا آنجا كه پس از سی سال زندگی و داشتن چند فرزند برومند اظهار می دارند كه پس از این همه سال هنوز زبان یكدیگر را نمی فهمند.

تفاهم چیست ؟ تفاهم در زبان عربی از باب تفاعل ، و معنای آن درك دو طرف از زبان یكدیگر است. مرد و زن باید دل یكدیگر را درك و طبق میل و خواسته همدیگر عمل كنند، ولی مگر این امر امكان پذیر است ؟

مگر خداوند دو فرد را یكسان آفریده است كه این تشابه و توافق به وجود آید؟ مگر امكان دارد زن و مردی فقط به علت همسری بتوانند كلیه خواسته های یكدیگر را برآورند.

افراد باهم قابل مقایسه نیستند تا مردی یا زنی بتواند فكر ، هوش ، حافظه ، استعداد و سایر مواهب خدادادی خود را با دیگری مقایسه كند. اجتماع نیز به ما می آموزد كه در هر جمع بدون این كه خود متوجه باشیم ، كسی كه از نظر فكر و عقل و هوش و سایر مواهب خدادادی برتر است ، مسلماً به تدریج ریاست را به دست خواهد آورد و حتی به صلاح سایر افراد است كه در مواقع لزوم او را به عنوان پیشوا انتخاب وطبق گفتار و رفتارش عمل كنند. حتی می توان گفت دزدان نیز بین خود كسی را كه از نظر هوش و درایت و كوشش و قدرت متمایز است ، به ریاست خود انتخاب می كنندروی این اصل ، در زندگی زناشویی نیز آن كه دم از تفاهم می زند ، اگر میل به فرمانروایی بی چون و چرا نداشته باشد ، طرف مقابل را كه داناتر ، پیش روتر و بیناتر است ، انتخاب می كند و گفتار او را به كار می بندد و از فكر و هوش و قدرتش استفاده می كند و می داند هرگونه مقابله و لجبازی به زیان خود و خانواده اش تمام خواهد شد.

در قرآن مجید آمده است كه مردان مراقب و مسئول اداره زنان هستند. اما دنباله ی همان آیه فرموده است: به دلیل این كه خداوند به بعضی از آنان فضیلت هایی داده است . بنابراین آن كس كه فضیلتی ندارد نمی تواند مراقب ومسئول باشد یعنی مراقبت و مسئولیت حفظ شئون و اداره خانواده به دست آن كسی است كه از نظر مواهب خدادادی بر دیگری برتری دارد و در چنین حالی چون خداوند مزایای ویژه ای به او داده است، مسلماً باید آن را در راه رفاه و حفظ خانواده خود صرف كند و بدون تند خویی ، در حل مشكلات بكوشد و از این كه با داشتن این مواهب خدادادی می تواند در محیط خانواده مفید واقع شود . كمال رضایت را داشته باشد . درست مثل برادری كه چون سرمایه فراوان دارد آماده است كه دست برادر و یا دوست خود را نیز از نظر مالی بگیرد و بدون هیچ گونه منتی به او كمك كند.

متأسفانه افراد ، همیشه میزان هوش و استعداد و مزایای دیگران را با خود مقایسه می كنند و مثلاً از این كه همسرشان فلان مطلب ساده اجتماعی را درك نمی كند تا طبق نظر آنان عمل كند، نگران و نالان اند در حالی كه افراد باهم مساوی نیستند و هریك طبق ژنهایی كه از راه ارث دریافت داشته اند و یا تعلیم وتربیت مخصوص خود، فردی مستقل است و طرز فكر واندیشه و قدرتش با دیگری قابل قیاس نخواهد بود . دو یا سه دوست كه در راهپیمایی به سوی قله كوهی روان اند ، هریك به میزان قدرت پا و نفس خود می تواند صعود كند و آن كه با قدرت و تمرین قبلی سرعت بیشتری دارد ، نمی تواند و نباید به دیگران فخر بفروشد و یا كسی را كه نمی تواند به سرعت و قدم او راهپیمایی كند ، با طعن و كنایه عقب افتاده و معیوب بخواند و به قول حافظ شیراز

كمال صدق و محبت ببین نه نقص و گناه كه هركه بی هنر افتد نظر به عیب كند آری .
مواهب خدادادی افراد باهم متفاوت است و اگر در زناشویی فردی از نظر مواهب خدادادی برتری دارد، به تدریج ، خود ریاست واقعی را به دست خواهد آورد و در این حال او نیز بدون این كه میزان قدرت و هوش و فهم خود را ملاك قرار دهد طرف مقابل را خوار و خفیف شمارد و از عدم تفاهم با او شكایت كند ، باید نادانی و بی اطلاعی سایرین را ببخشد و در صورت امكان هر لحظه به كمك روانی آنان بشتابد و آنان را راهنما باشد. البته باید در نظر گرفت كه اظهار عدم تفاهم ، علل روانی دیگری نیز دارد . مثلاً ممكن است فردی به صورت غیر مستقیم با بزرگ بینی خود ، دیگری را بی ارزش و فاقد صلاحیت بداند و از این كه تقدیر ، آن دو را با هم شریك زندگی گردانیده شاكی باشد ، كه البته غرور خود یك بیماری روانی و محتاج به درمان است .
در پایان سفارش ما به مردان و زنانی كه از عدمتفاهم با همسر خود شكایت دارند دست كم این است كه ترك همسر و جدایی مشكل را حل نمی كند ، باید همسرداری را آموخت
[ پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390 ] [ 10:0 ] [ مجید ]

7اصل برای خوشبخت نشدن در ازدواج!

اگر چه خیلی ها با ازدواج کردن خوشبخت می شوند. وبعضی از آنها هم زندگی معمولی دارند،اما مادر این جا می خواهیم شما را با راه های بد بخت شدن در ازدواج آشنا کنیم،

1-نقطه مقابل...

با کسی ازدواج کنید که دقیقا نقطه مقابل شما باشدبهتر است مطلقا هیچ شباهتی به شما نداشته باشد.بایک لمسی ازدواج کنید.اگر به شیوه زندگی سنتی ایمان دارید.کسی که به سبک مدرن اعتقاددارد ممکن است کاملا بدبخت تان کند!هرچه شباهت های شما به خصوص در اعتقادات کمتر باشدبیشترمیتوانید به بدبخت شدنتان مطمئن شوید.

2-هول شوید....

برای ازدواج هول باشید تا می توانید عجولانه تصمیم بگیرید.حتی اگر کم سن ترین جوان دم بخت فامیل هستید ازکجا معلوم همین فردا همه شان ازدواج نکنند ومجردماندن شما نقل محافل نشود؟!هرزمان شنیدید یکی از فامیل یا دوستانتان ازدواج کرده به شدت نگران شوید اما قبل از هرگونه اقدامی اصل شماره سه رابخواند.

3-قبل از بزرگترها ازدواج نکنید.

زودتر از بزرگترهای خانواده ازدواج نکنید اصل شماره 2 را جدی بگیرید،اما نه در داخل خانواده،اگر خواهر یا برادر بزرگ ترشما هنوز ازدواج نکرده .حتی اگر به طور کلی قصد ازدواج ندارید.شماهم ازدواج نکنیدوبگویید تا او ازدواج نکرده شما هم ازدواج نخواهید کرد. حتی اگرگیس هایتان هم مثل دندان هایتان سفید شود.همه خواستگارها وموارد خوب را هم به همین بهانه رد کنید.این طوری سال های بعدی عمرتان را می توانید به راحتی در گوشه ای نشستن وحسرت خوردن بگذارنید.در صورتی که اصل شماره 3 درمورد شما صدق نمی کنید به سراغ اصل شماره 4 بروید.

4- همسر آینده تان رادر خیابان بجویید.

همسر آینده تان را ازاما کن عمومی مناسب انتخاب کنید!مثلا پارک،سینما،کوه ،جشن تولد دوست تان.ویا بهترازهمه اینها در(چت روم)!اگرچه بعضی ها به همین طریق با هم اشنا شده واحیانا ازدواج موفقی هم داشته اند،اما نگران نباشید :این اتفاق به ندرت روی می دهد.پس با خیال راحت بروید وآستین بالا بزنید!

5-جواب مثبت به اولین خواستگار

به اولین خواستگار که در خانه می آید حواب مثبت بدهید،اگر پسر هستید.به خواستگاری اولین دختری که با او آشنا می شوید بروید وبا اوازدواج کنید .اصلا مهم نیست چه شخصیتی دارد .چند سالش است وچقدر به هم می خورید.هدف صرفا ازدواج کردن است .بنابراین خودتان را درگیراین جزییات کم اهمیت نکنید

6-خانواده هارا در جریان نگذارید

به هیچ وجه خانواده ها را در جریان نگذارید.یکی از علل بسیار موثر در بدبخت شدن.در جریان نگذاشتن خانواده هاست. بالاخره بزرگ ترها چهار پیراهن بیشتر از شما پاره کرده اند وممکن است هوس نکنند شمارا راهنمایی کنند.به خصوص پدر ومادرتان که به غیر از خوشبختی شما چیزی نمی خواهند.به حرفشان گوش ندهید خودتان کاملا به دور از اطلاع انها همه چیز را ببرید وبدوزید.

7-اصلا احتیاجی به شناخت نیست

هرچه کمتر همدیگر را بشناسید. یادتان نرود که هرچه شناخت دو طرف از هم بیشتر باشد احتمال بدبخت شدنشان کمتر می شود.اصلا از طرف مقابلتان سوال نپرسید وبه سوالات او پاسخ ندهید .در صورت امکان تمرین کنیدتا یک ریز برایش حرف بزنید.آسمان وریسمان را به هم ببافید.خواب هایتان را تعریف کند.فیلم سینمایی تعریف کنیدوخلاصه هر کار می توانید بکنید تا اصلا نگذارید طرف مقابل یک کلمه از دهانش بیرون بیاید چون در این صورت ممکن است با حرف هایش  خودش را به شما بشناساند.دوره آشنایی باید بسیار کوتاه باشد.بهتر است همان شب آشنایی مراسم خواستگاری را برپاکنید وفردایش هم ازدواج کنید وزود قال قضیه را بکنید برود پی کارش!

 

نگران نباشد !نیازی نیست که همه این اصول را رعایت کنید یکی، دوتایش را هم که اساسی به کار ببندید.بدبخت شدنتان تضمین می شود.خیلی ها بوده اند که فقط با استفاده از یکی از این راه ها چنان بدبخت شده اند که بیا وببین به ما اعتماد کنید!

منبع مجله موفقیت : تایپ متن :همدردی 1361

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 13:18 ] [ مجید ]

آیا تا به حال این سایتهای ازدواج و دوست یابی اینتر نتی را دیده اید؟که متاسفانه به دون هیچ نظارتی مثل علف هرز در صفحه مجازی رشد می کند!در این سایتها چه می گذرد؟چرا دولت با وجودی که از این سایتها مطلع است آنها را فیلتر نمی کند

وقتی وارد چنین سایتی می شوی احساس می کنی اینجا بازاری است که انسان حراج می کنند آن هم به قیمت مفت..دختران جوان ..خانومهای مطلقه ..و دخترانی که از سن ازدواج انها گذشته است مشتریان این سایتها هستند و از طرف دیگر مردان سوء استفاده گر که دامی به اندازه وسعت عاطفه چنین زنان پهن کرده اند.

خانومها با عکسهای با حجاب تا نیمه برهنه خود را در این سایتها معرفی می کنندو علایق خود را هم بیان می کنن تا گرگان سوء استفاده گر بتوانند حداکثر سوء استفاده شان را بکنند...از کی تا به حال مرد ایرانی با زنی که چنین خود را در ایران معرفی می کند ازدواج می کند؟از کی تا به حال؟خطرات بسیاری در این سایتها خانومها و آقایون راتهدید می کند...انواع سوء استفاده های مالی..روحی ..جنسی...انواع تهدید ها از افشای عکس در فضای مجازی گرفته تا بلوتوث کردن تصاویر خاص بر روی گوشیهای همراه.............

اکثر مردان این سایت با وجود تاهل خود را مجرد معرفی می کنند.به خاطر اینکه زندگی زناشوی انها دچار یک نواختی شده و آنان تنوع می خواهند....آیا شما می دانید که فقط به فقط وسیله ای هستید که این برای تنوع طلبی این مردان؟

ایجاد رابطه عاطفی در پس هزاران دروغ باعث می شود افراد در این روابط کاذب اسیر شوندو با بلا تکلیفی این روابط را ادامه دهند.....

دعوت از دختران برای ملاقات با آنها به بهانه ازدواج این روابط را به خانه های خلوت و روابط نامشروع می کشاند..و چه بسیار شکایتهای قانونی از مردان این سایتها به خاطر تجاوز به عنف و اغفال در ازدواج...ارسال تصاویر که اکثر مستهجن است از طریق وب های این سایتها.....آری..معنای ازدواج اینترنتی این است

طبق سنت دیرینه ما ایرانیان خانوم و آقا به همدیگر معرفی شده و خانواده ها یکدیگر را دیده و به خواستگاری می روند..تا هم با خانواده فرد مورد نظر آشنا شوند و هم با فرد مورد نظر برای ازدواج....و بعد از تحقیقات بسیار و اعتماد از عدم معتاد بودن طرف مقابل..دینداری و دارا بودن شغل مناسب ...اجازه تشکیل  زندگی داده می شود....آیا حقیقتا می توان فقط با معرفی خود..نشان دادن عکس وعلایق خود فرد مورد نظر را برای ازدواج انتخاب کرد؟

اکثر این افراد وب گرد یا ول گردان اینتر نتی هستند که برای رهایی از تنهایی به چنین سایتهای هجوم می آورند تا علاوه بر پر کردن وقت خود خلاء عاطفیشان را هم پر کنند....و شما که قصد ازدواج دارید...بهترین خوراک برای این افراد هستید

آیا با وجود چنین حقایقی هنوز هم به این سایتها مراجعه می کنید؟سنت خواستگاری را حفظ کنیم..ما را از بسیاری خطرات ایمن می کند..و زندگی مارا تضمین....

آیا تا به حال دیده اید که وقتی صحبت از دیدار چنین افرادی در فضای خانوادگی را بیان می شودخیلی محکم از انجام آن خود داری می کنند.....چون قصدشان چیز دیگری است

مردی که در یکی از این سایتها عضو بود می گفت مگر من احمق هستم با خانومی که نمی دانم شماره تلفنش را به چندین مرد در این سایت داده..و یا اینکه موهاو بدن باز او رامردان در ایران دیده اند ازدواج کنم؟این در حالی بود که این آقا هدف خود را یافتن یار و همراه زندگی  در این سایت عنوان کرده بود.

دختری دیگر برایم تعریف می کرد که از همین طریق با مردی خارج ایران..اما ایرانی آشنا شده بود..رابطه آنها 2 سال طول کشید و هر بار که دختر خانوم می خواست تا برای خواستگاریش بیاید بهانه ای جور می کرد..این آقا خود را دکترای شیمی معرفی کرده بود که درآلمان زندگی می کند و مجرد است....بهر حال با پیگیری پدر دختر معلوم شد که این فرد در سیستان بلوچستان زندگی می کند و دارای 3 فرزند است.متاهل می باشد .فوق دیپلم شیمی دارد......

همه شما طعمه هستید..خانومهای عزیز دختران جوان همه شما طعمه این سایتها هستید

خانوم جوان دیگری تعریف می کرد که یکی از این افراد که برای خواستگاریش آمده بود....چندین شماره ..اسم و آدرس از دیگر دختران این سایت داشته..او یک دزد بوده که وضعیت مالی خانواده های دختران را برسی می کرده تا بهترینشان را خانه خراب کند...این مرد درعین وقاهت به دختر خانوم تجاوز کرده..به بهانه ان که همسرت هستم 3 ماه با او نامزد بوده و یک باره رفته و دیگر پیدایش نشده..دختر بعد از شکایت او به دادگستری و حضورش در دادگاه متوجه تاهل و سایر مسائل در رابطه با این اقا می شود

ایا هنوز هم مایلید در این سایتها خود را به حراج گذاشته وبه قیمت مفت بفوروشید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقایی دیگر تعریف می کرد که در دام خانومی از این سایت افتاده که بعد از سوء استفاده مالی بسیار از او..با شکایت این اقا به دادگاه توانسته از شر این خانوم که زندگی خانوادگی اورا متلاشی کرده و باعث طلاق او از همسرش شده بود ،رهایی یابد

سایتهای پر از دروغ..پراز نیرنگ و حیله..پراز روابط نا مشروع و سوء استفاده..سایتهای دوست یابی و ازدواج اینترنتی..بفرمایید عضو شوید حیف است که خودتان تجربه نکنید؟!!!!

نوسینده : خانوم امیری

[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ 7:12 ] [ مجید ]

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟ با اینکه ممکن است اولین واکنشتان به اصطلاح آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد، اما بهترین راهکار این است که واقعیت را بپذیرید و سعی کنید آن فرد را فراموش کنید.

"اگر ندیده بودمت، دوستت نمی داشتم. اگر دوستت نداشتم، عاشقت نمی‌شدم. اگر عاشقت نشده بودم، دلم برایت تنگ نمی‌شد. اما همه این کارها را کردم، می‌کنم و خواهم کرد."

درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه‌ای در قلبش به شما احساس نمی‌کند، نابودتان می‌کند. شما هم کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد؟ پس احتمالاً با احساسات نومیدانه مربوط به آن آشنا هستید. وقتی فکر کنید که آن فرد دقیقاً همانی است که می‌خواهید، این احساسات قوی‌تر هم می‌شوند. بیشتر آدم‌ها با امید اینکه روزی بتوانند آن فرد را به دست بیاورند روزگار می‌گذرانند اما این امیدها هیچ‌وقت به واقعیت بدل نمی‌شوند و آنها را با چشمانی گریان و دلی پردرد بر جای می‌گذارند. عشق نافرجام را همه ما احتمالاً تجربه کرده ‌ایم. منتظر وصال یک عشق شدن ممکن است شکستن قلبتان را به دنبال داشته باشد. با اینکه به نظر دشوار می‌آید اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می‌توانید انجام دهید.

وقتی کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، چه باید بکنید؟

واقعیت را بپذیرید: وقتی عاشق کسی هستیم احساس می‌کنیم که آن فرد تنها کسی است که می‌تواند ما را شاد و خوشبخت کند. چیزی که نمی‌توانیم درک کنیم این است که هیچوقت نمی‌توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت شویم. پس بااینکه ممکن است احساس کنید می‌توانید برای همه عمر به آن فرد متعهد باشید، اما فرد مقابل این احساس را به شما ندارد. پس به جای سعی و تلاش برای برقراری ارتباط با آن فرد سعی کنید این واقعیت را بپذیرید که این عشق دوطرفه نیست و آن را فراموش کنید. دیگر وقت و فکر و انرژی بیشتری را صرف آن فرد نکنید. پذیرش این واقعیات باعث می‌شود بتوانید تمرکزتان را تغییر داده و اولین قدم برای فراموش کردن آن فرد را بردارید.

فراموش کنید: برهم خوردن یک رابطه عاطفی سخت‌ترین قسمت است. تا می‌توانید گریه کنید، بعد همه عکس‌ها و یادگاری هایی که او و زمانهای خوشی که با او داشتید را به یادتان می‌آورد، بیرون بریزید و از چیزها و جاهایی که شما را به یاد او می‌اندازد دوری کنید. درعوض رو به کارهایی بیاورید که مشغولتان می‌کنند، مثل گذراندن وقت با دوستانتان، انجام کارهایی که دوست دارید و از آن لذت می‌برید. این کار باعث می‌شود دیگر در مورد آن فرد خیالپردازی نکنید و به جنبه‌ های دیگر زندگی هم نگاه کنید.

عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز هم با شما مانده است مطمئناً خیلی از خودش مایه نمی‌گذارد. به ‌جای آویزان شدن برای با او بودن، دست از عذاب دادن خودتان بردارید، دست از او کشیده و به زندگی خودتان برسید. به خودتان توجه کنید و به چیزهای غیرلازم نپردازید. با گذشت زمان یاد می‌گیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

عشق واقعی زمانی است که دو طرف بتوانند از نظر احساسی و ذهنی همه احساساتشان را با هم شریک باشند. این یک عشق سالم، متوازن و درست است. پس اگر به کسی ابراز عشق کرده‌اید و به نظر می‌رسد که او این احساس را به شما ندارد، دیگر عشق با ارزشتان را صرف او نکنید. با اینکه کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد، اما یادتان باشد که این پایان دنیا نیست. با گذشت زمان با کسی آشنا می‌شوید که می‌تواند شاد و خوشبختتان کند و به همان اندازه دوستتان خواهد داشت.
[ چهارشنبه پنجم بهمن 1390 ] [ 9:24 ] [ مجید ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

اگر تاكنون چندين بار شكست خورده ايد، نگوييد كه شكست خوردم، تنها بگوييد تنبلي كردم. زيرا اگر شخص تنبل نباشد، هيچ گاه شكست نخواهد خورد(همدردی1361)
امکانات وب

ساخت کد موزیک

فال امروز


فال حافظ


تماس با ما

.

.

.


دریافت كد ساعت

آمار سایت

جاوا اسكریپت